ملا أحمد النراقي

16

رسائل ومسائل ( فارسي )

و واجب نيست كشيدن دلوهاى مقرره بلكه مستحب است و آن چه مستحب است همه آب است از براى مردن شتر و گاو خواه نر وخواه ماده و منى و خون حيض يا استحاضه يا نفاس و زيادتر از يك قطره از شراب ، و بيست دلو است از براى يك قطره ، و يك كر آب از براى مردن خر واستر واسب ، وهفتاد دلو از براى افتادن مرده مسلمى كه غسل داده نشده باشد و همچنين مرده كافر بنا بر مشهور ، و چهل دلو از براى مردن سگ وگربه و خوك و گوسفند وآهو وخرگوش وروباه و آن چه در جثه شبيه به يكى از آنها باشد ، و هفت دلو از براى موش هر گاه از هم در رفته باشد وسگى كه زنده بيرون آيد و مرغ خانگى ومطلق طيور بنا بر مشهور ، و سه دلو از براى موشى كه از هم در نرفته باشد و از براى مار وعقرب ووزغه ، و يكى از براى گنجشك و هر چه مانند آن است ، و پنجاه دلو يا چهل دلو از براى غايطى كه از هم در رفته باشد وده دلو از براى غايطى كه چنين نباشد ، و سى دلو تا چهل دلو از براى خون بسيار كه غير از خون حيض يا استحاضه يا نفاس باشد و از براى خون كم چند دلو است ، و چهل دلو از براى بول مرد و زن ، و سه دلو از براى بول پسر طفل كه غذاخوار باشد و يكى از براى بول پسر شير خواره و در اين دو هفت دلو بهتر است ، و سى دلو از براى آب بارانى كه مخلوط به بول وغايط و سرگين سگ باشد . وكوچك هر حيوانى مانند بزرگ آن است و هر نجاستى كه دليلى در آن نيست ونص بخصوص ندارد كشيدن از براى آن سنّت نيست . ( 7 ) س 7 : چه مىفرمايند در خصوص اين قسم غسل : كه غسل ارتماسى مىكردم به اين نحو كه : داخل آب مىشدم ومىايستادم ، به هر قدر از تن من كه در آب بود دست مىكشيدم ، و همچنين مىدانستم كه آن قدر بدن كه در آب است غسل داده شده است ، و بعد از آن كه خاطر جمع مىشدم كه آب به آن اعضاء رسيده است باقى مانده را به آب فرو مىبردم و غسل مىدادم ، مثل اين كه اول تا كمر را مىشستم ، بعد تا گردن را ، و بعد تا سر را ، و يقين بر صحّت غسل خود